چوب خدا صدا نداره

تلنگر 

آیاتا به حال این جمله معروف را شنیده اید که می گویند چوب خدا صدا نداره 

من که اعتقاد دارم ؛چرا که در زندگی موارد متعددی را دیده ام که به نظرم مصداق همان چوب خداست .

واقعا معتقدم که این موضوع واقعیت عینی دارد فقط بستگی به این دارد که چگونه به مسائل واتفاقات پیرامون خود بنگریم اگر با دقت بیشتری به اتفاقات ناگوار وناخرسندی های زندگی ها توجه کنیم متوجه این موضوع خواهیم شد .

اما گاها این چوب تادیب بر گرده افراد وخانواده هایی فرود آمده ولی خود متنبهین  باز در گودال جهل وانحراف سابق خود غوطه ور دیده می شوندچرا که با چشمانی باز وفکری منبسط زندگی نمی کنند  .

حال این سوال پیش می اید که چرا من نوعی از چوب خدا سخن به میان می آورم از مهربانی ،رافت و  صفات زیبای خالق هستی نمی گویم ؟ جواب ساده است چون متاسفانه خیلی از ما آدم نما ها چنان در روزمرگی وافکار پلید و دنیوی خود فرو رفته ایم وآنچنان در آتش افکار نخوت آلود و خودمحوری گرفتاریم که زیبایی هایی را که  هدیه گرفته ایم و نشانه های غضب خداوند را نمی بینیم . وچه بسا این موضوع مارا به یاد شعر زیبای مهدی سهیلی می اندازد که به زیبایی گفت :

 

زندگی زیباست

 

زندگی زیباست کو چشمی که زیبایی ببیند ؟

کودل آگاهی که در هستی دلارائی ببیند

صبحها تاج طلا را بر ستیغ کوه ،یابد

شب گل الماس را بر سقف مینائی بیند

ریخت ساقی باده های گونه گون در جام هست

غافل ان کو سکر را در باده پیمایی ببیند

 

شکوه ها از بخت دارد بی خدا در بی کسی ها

شادمان ان کو (خدا) را وقت تنهایی ببیند

زشت بینان را بگو در دیده خود عیب جویند

زندگی زیباست کو چشمی که زیبایی ببیند؟

 

 

پس باید چه کرد آیا باید از خدا ترسید یا به او توکل کرد وامید به رحمت لایزالش داشت ؟ بله امید به خدا و توکل  در سر لوحه است ولی  باید مواظب بود !

مواظب افکارمان ! چرا که افکار ما تبدیل به گفتار و .......


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در آخر این جملات حکیمانه از سرنوشت گفته شده پس به همین راحتی می توان نتیجه گرفت که سرنوشت ما ثمره افکارمان است پس بیاییم افکار خود را کنترل کنیم خوب بیندیشیم وخوب بگوییم وخوب رفتار کنیم  و دچار لغزش نشویم چرا که کوچکترین لغزشی بعضی از مواقع انسان را از مرتفع ترین درجات کمال وسعادت به پست ترین دره های شقاوت ونیستی فرو می نشاند .

نیک اندیشی موجب رضایت خداوند رحمان و فتح الباب خیر وسعادت در حیات می شود بلی سرنوشت هر انسانی دست خود اوست وباید دانست که خداوند متعال ما انساها را موجوداتی اجتماعی خلق نمود نه انفرادی پس افکار ما موثر در زندگی سایرین است.

لذا با رعایت آداب زندگی جمعی که در وحله اول به همان فکر ونیت مربوط می شود وفکر هم در وحله دوم  از فطرت تاثیر پذیر است می توان در قاموس یک انسان زیست .

با کنترل خلق وجنبه حیوانی و رعایت ملاحظات اخلاقی می توانیم جنبه روحانی وانسانی خود را تقویت نموده وبه سوی سعادت گام های محکم ،موثرو پایداری برداریم در این صورت دیگر نیاز نیست نگران چوب خداوند وناملایمات زندگی بود  بلکه از نعمت زندگانی وحیات به خوبی بهرمند شد ./

 

در پایان از نظرات شما عزیزان همدل استقبال می کنیم 

 

 

/ 2 نظر / 524 بازدید
چویل

کاملاموافقم.حق با شماست.قلم گیرایی دارید.

مرسی